تبليغاتX
گوساله ي پستونكي - تفاوت رويا تا واقعيت . ..
و پنگوئن های عقب مونده

سلام.. چه روز خوبی بود.. با سر ثبت نامم کردن..شانس اوردن من قبول کردم.. مدرسه های دیگه منو رو هوا می برن.. پرونده ام پر از نکات درخشان بود...سابقه فعالیتهای درخشانم رو برای شما گذاشتم:

_ کمک به دبیرا در تدریس( تو رو خدا شرمنده نکنین)

_ کمک به مسئولین مدرسه در امور دانش آموزی( قابلی نداشت)

_معدل بالا(......)

_ مدیریت گروههای دانش آموزی( وظیفه مون بود)

_معدل بالا(......)

جاتون خالی.....

چشمای مامان اینا شده بود پر از اشک.....

 قیافه شون شده بود پر از افتخار....

این وسط خانم دفتردار هم حال می کرد.....

_ تو فقط باید بری رشته ریاضی....

_ خانم مشاور خیلی خوشحال میشه.....

_ تو باعث افتخار مایی....

_ باید سال دیگه هم همین طور باشی...

_ تو شاگرد اولی....

اما همه اینا فقط رویا بود...

واقعیت مطلب پایینه.....

+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*

سلام..به خیر گذشت..می خواستن از مدرسه اخراجم کنن..شانس اوردم..کلی پز می دادم که مدرسه نمی خواد همچین شاگردی رو از دست بده..اما وقتی پرونده ام رو دیدم همه چیز دستگیرم شد..سابقه فعالیتهای درخشانم رو برای شما گذاشتم:

_ یک مورد بی احترامی به مدیر مدرسه( با دوستم اشتباهش گرفته بودم و مسخره اش کردم)

_ یک مورد بر هم زدن نظم جلسه بالا رتبه های اداره( جلسه تو اتاق کامپیوتر بود من مثل گاو سرمو انداختم پایین رفتم تو... انگار نه انگار که تابلو خیر مقدم رو در هست... خب ندیدمش!!)

_ معدل پایین(......)

_ یک مورد برخورد فیزیکی با مدیر مدرسه( عقب عقب می اومدم رفتم تو شیکمش... همیشه باید سر راه من سبز بشه؟؟)

_ معدل پایین(......)

جاتون خالی....

چشمای مامان اینا شده بود عین دو تا توپ تنیس....

قیافه شون عین علامت سوال....

این وسط پارازیت های خانم دفتردار رو کم داشتیم:

_ با این معدل می خوای بری رشته ریاضی؟؟؟

_ خانم مشاور قبول نمی کنه....

_ این یه لکه ننگه تو مدرسه ما...

_باید جبران کنی...

_ مورد تو میشه قبولی مشروط....

و بدین گونه ما مشروط قبول شدیم....

اثرک:مهشید

_________________________________________________________________

ساحل خانوم رفته جهانگردی..تا حالا نصف جهان رو گشته..واسه خودش حال می کنه..دسترسی به اینترنت رو دیگه نگو..روزی سه ساعت پایه است..یه بار افتاد تو رودخونه دانوب..داره از حالا واسه خودش تو دانشگاه سوربن پذیرش می گیره..خوش به حالش..دیروز زنگ زدم به موبایلش..فقط قیمت گوشی اش سه میلیونه..روزی سه بار هم به من زنگ می زنه..هر دفعه دو ساعت..خوش به حالش..

اما همه اینا فقط رویا بود...

واقعیت مطلب پایینه.....

+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*

ساحل خانوم چند روزه رفته اصفهان..از همون موقع نشسته تو خونه مار پله بازی می کنه..دم به دم حالش گرفته می شه..دسترسی به اینترنت رو دیگه نگو..وبش چند روزه خوابیده..بیکار و علاف..یه بار افتاد تو جوب کنار خونه خاله اش..هر روز می ره دانشگاه آزاد با خاله اش کاری کنه داداشش اخراج نشه.. بد به حالش..دیروز زنگ زدم بهش..قیمت گوشی اش همه اش صد تومنه..از اون موقع به من زنگ نزده..وقتی هم زنگ می زنه یه تک زنگ که من بهش زنگ بزنم..بد به حالش..

اثرک: مهشید جای ساحل

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

امروز رفتم ثبت نام كنم .. در مدرسه واسم فرش قرمز انداخته بودن .. خانم مديرمون اول همه ايستاده بود وو خم شد دستمو بوسيد..يالله كفشامو بليس..

-          واي خانم اگه شما نبودين مدرسه ي ما به كي افتخار ميكرد ..

همين كه وارد شدم همه ي اول دبيرستانيهاي جديد وصف كشيده بودن واسم سرود ملي ميخوندن .

نشستم رو نيمكت خانم معاون بند و بساط ثبت نامو با شيريني و چاي اورد جلو ...دونه دونه افتخاراتمو واسه همه بچه ها خوندن سه تا مقام كشوري ( رياضي برنامه نويسي نجوم) معدل 20 (؟)-سه تا مقام جهاني( رباتيك فيزيك هندسه) معدل 20 (؟)...همه كف كردن.. مامان بابام اشك شوق ميريختن مامانم به بابام ميگفت اگه شيوا نبود ما پز كي رو ميداديم ..

+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*

مامان بابام روشون نميشد واسه ثبت نامم بيان ...

- گمشو مدرستون خودت ثبت نام كن .. نكنه عرضه ي اينم نداري

تق تق ....تق تق تق ... واسه ثبت نام اومدم درو وا كنينننننن توروخدا جون اقاي قياصي (ص)

-مستخدم درو وا كرد.....اه اه بازم تو ... تازه حياطو شسته بودم ....گمشو تووو...

چرا همه به من اشاره ميكنن؟؟

ثلام خانم معاون ... خانم معاون ثلامم ... خانم با شمام ..

اه بازم اين دختره نكنه ميخواي ثبت نام كني ؟؟بذار سابقتو بررسي كنم...معدل 12.96chatterbox رو ميخواي چيكار كني ؟مداركتو بده نكبت قبولي مشروط....برو گمشو نبينمت بايد سر صف معرفيت كنم...

داشتم ميرفتم بيرون مستخدمه گفت ...رد پاي اين يارو رو چطور پاك كنم ...

يكي با لگد زد پشتم....يني ميشه منم درسخون شم؟؟

اثرك:شيوا( ويراستار : مهشيد )

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 1:33  توسط مهشید  |