|
|
|
|
|
يارو زنگ ميزنه آژانس انرژي اتمي: ميگه..ميخوام با دکتور البرادعي ...صحبت کنم البرادعي: بفرماييد مامانه به بچه هه ميگه ميدونم شيطون گولت زد موهاي خواهرتو کشيدي! بچه هه ميگه يارو از دختري سئوال ميکرد : اسمت چيه ؟ دختره گفت : نيلوفر ولي بچه ها بهم ميگن نيلي يارو بعد از عمري ميره مو میکاره، اسمش حج واجب درمیاد به یارو می گن نظرت راجب گرون شدن بنزین چیه؟ می گه برای ما که فرقی نمی کنه ما همون 1000تومن بنزین رو می زنیم به عربه ميگن بگو گچ ..... هنگ ميکنه يارو ايدز ميگيره . مي گه بابا آدم به کف دستشم ديگه نمي تونه اعتماد کنه ملا در اتاقش نشسته بود كه مگسي مزاحم استراحتش مي شود، مگس را مي گيرد و يك بالش را مي كند. مگس كمي مي پرد دوباره مگس را مي گيرد و بال ديگرش را هم مي كند. او مي گويد: بپر ولي مگس نمي پرد. به خود مي گويد: به تجربه ثابت شده است اگر دو بال مگس را بكنيد گوش او كر مي شود |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 15:51 توسط مهشید
|
|
||