تبليغاتX
گوساله ي پستونكي - قديم نديما.....چه حالي مي داد مدرسه ها....
و پنگوئن های عقب مونده

يارو زنگ ميزنه آژانس انرژي اتمي: ميگه..ميخوام با دکتور البرادعي ...صحبت کنم

البرادعي: بفرماييد
يارو ميگه: آقاي البرادعي شما دکترين ؟
البرادعي ميگه: بله من دکترم
يارو ميگه: پس آخه باسه چي تو آژانس کار ميکني

مامانه به بچه هه ميگه ميدونم شيطون گولت زد موهاي خواهرتو کشيدي! بچه هه ميگه
آره ولي لگدي که زدم تو شيکمش ابتکار خودم بود

يارو از دختري سئوال ميکرد : اسمت چيه ؟ دختره گفت : نيلوفر ولي بچه ها بهم ميگن نيلي 
ولي اسم خودت چيه ؟ طرف ميگه : چراغعلي ولي بچه ها بهم ميگن لامپ

يارو بعد از عمري ميره مو می‌کاره، اسمش حج واجب درمیاد

به یارو می گن نظرت راجب گرون شدن بنزین چیه؟

می گه برای ما که فرقی نمی کنه ما همون 1000تومن بنزین رو می زنیم

به عربه ميگن بگو گچ ..... هنگ ميکنه

يارو ايدز ميگيره . مي گه بابا آدم به کف دستشم ديگه نمي تونه اعتماد کنه

ملا در اتاقش نشسته بود كه مگسي مزاحم استراحتش مي شود، مگس را مي گيرد و يك بالش را مي كند. مگس كمي مي پرد دوباره مگس را مي گيرد و بال ديگرش را هم مي كند. او مي گويد: بپر ولي مگس نمي پرد. به خود مي گويد: به تجربه ثابت شده است اگر دو بال مگس را بكنيد گوش او كر مي

شود

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 15:51  توسط مهشید  |