|
|
|
|
|
سلام..
ديدي برات جورش كردم؟ موفق باشي... به اميد ديدار... اينم يه برنامه گرافيكي به درد بخور: |
||
|
+
نوشته شده در شنبه دهم فروردین 1387ساعت 7:18 توسط مهشید
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام.... من برگشتم....... بعد از امتحاناي ترم اول ديدم اصلا حوصله درس خوندن ندارم..... معدلم هم كه خوب شد.... ۱۸ تمام.... دوم رياضي..... نمي خوام پز بدم ها!! بعد ياد پراسپر افتادم.... ياد قديم نديما..... تابستون و اينترنت.... برگشتيم..... حالا همزمان سه تا وبلاگ رو ميخوام اداره كنم.... وب فيزيك و جغرافيا مدرسه با پراسپر جون.... سه تا هورا براي من.....
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 20:1 توسط مهشید
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام... ببخشید که این آپ دیر شد... اسباب کشی داشتیم و خونه جدید تلفن نداشت... اما حالا تلفنش وصل شده.... دعوتنامه هم فرستادیم براتون... یه نکته تازه: سرعت اینترنت خیلی به مودم ربط ربط نداره.... بیشتر به محله ربط داره... این که سرویس دهی شبکه چطور باشه.... راستی یه دعوتنامه پرشین گیگ مونده... هرکی می خواد بگه... اینم آپ تازه ام: همیشه دوس داشتم وقتی سیب پوس می کنم پوستش کامل در بیاد... همیشه دوس داشتم با کفش و جوراب رو تختم می خوابیدم.... همیشه دوس داشتم وقتی یه نفر سیگار می کشه دهن و بینیشو بگیرم تا از گوشش دود در آد... همیشه دوس داشتم یه قوطی خمیر دندونو تا ته خالی کنم تو کاسه دسشویی... همیشه دوس داشتم شمار تعداد مو های سرم رو داشتم... همیشه دوس داشتم کرم دندون رو ببینم... همیشه دوس داشتم یه دونه آزاد بخوابونم تو گوش کسی... همیشه دوس داشتم بوته های طالبی رو هرس کنم... همیشه دوس داشتم انگشتمو می کردم تو چش دوستم... همیشه دوس داشتم با اسپری رو دیوار اتاقم چیزی می نوشتم... همیشه دوس داشتم با یه گور خر حرف بزنم... همیشه دوس داشتم ادای صدای فنج رو در آرم... همیشه دوس داشتم یه جعبه دسمال کاغذی رو الکی خالی کنم و بریزم رو زمین... همیشه دوس داشتم یه صابون بزارم زیر پا معلمم... همیشه دوس داشتم ..دوستام تو نظر بدهید وبلاگم می نوشتن که چی رو همیشه دوس داشتن... اينم چند تا اسمايلي براي استفاده:
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 19:2 توسط مهشید
|
|
||
|
|
|
|
|
اين وبلاگ بي صاحاب مونده كس و كار نداره؟؟ يكي تجديد شده داره درس مي خونه... يكي رفته به ناكجا آباد كه پيشرفته ترين وسيله شون موبايل صفحه رنگيه... كامپيوتر اون يكي هم پكيده.... خلاصه ببخشيد... دعوتنامه پرشين گيگ داريم هر كي مي خواد... هر كي بلده تو پرشين گيگ قالب بزاره بگه.... راستي هر كي تو ايران بلاگ وبلاگ بسازه ضرر نكرده... گفتم كه آپلود مجاني هم داره.. تو ادامه مطلب چند تا عكس مثل اون ادامه مطلب گذاشتم... فراموشمون نكنين..
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 9:27 توسط مهشید
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام.. چه روز خوبی بود.. با سر ثبت نامم کردن..شانس اوردن من قبول کردم..
جاتون خالی..... چشمای مامان اینا شده بود پر از اشک..... قیافه شون شده بود پر از افتخار.... این وسط خانم دفتردار هم حال می کرد..... _ تو فقط باید بری رشته ریاضی.... _ خانم مشاور خیلی خوشحال میشه..... _ تو باعث افتخار مایی.... _ باید سال دیگه هم همین طور باشی... _ تو شاگرد اولی.... اما همه اینا فقط رویا بود... واقعیت مطلب پایینه..... +*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+* سلام..به خیر گذشت..می خواستن از مدرسه اخراجم کنن..
جاتون خالی.... چشمای مامان اینا شده بود عین دو تا توپ تنیس.... قیافه شون عین علامت سوال.... این وسط پارازیت های خانم دفتردار رو کم داشتیم: _ با این معدل می خوای بری رشته ریاضی؟؟؟ _ خانم مشاور قبول نمی کنه.... _ این یه لکه ننگه تو مدرسه ما... _باید جبران کنی... _ مورد تو میشه قبولی مشروط.... و بدین گونه ما مشروط قبول شدیم.... اثرک:مهشید _________________________________________________________________ ساحل خانوم رفته جهانگردی.. اما همه اینا فقط رویا بود... واقعیت مطلب پایینه..... +*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+* ساحل خانوم چند روزه رفته اصفهان..از همون موقع نشسته تو خونه مار پله بازی می کنه.. اثرک: مهشید جای ساحل ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ امروز رفتم ثبت نام كنم . - واي خانم اگه شما نبودين مدرسه ي ما به كي افتخار ميكرد .. همين كه وارد شدم همه ي اول دبيرستانيهاي جديد وصف كشيده بودن واسم سرود ملي ميخوندن . نشستم رو نيمكت خانم معاون بند و بساط ثبت نامو با شيريني و چاي اورد جلو +*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+* مامان بابام روشون نميشد واسه ثبت نامم بيان ...- گمشو مدرستون خودت ثبت نام كن . تق تق ....تق تق تق ... واسه ثبت نام اومدم درو وا كنينننننن توروخدا جون اقاي قياصي (ص) -مستخدم درو وا كرد.....اه اه بازم تو .. چرا همه به من اشاره ميكنن؟؟ ثلام خانم معاون ... خانم معاون ثلامم ... خانم با شمام .. اه بازم اين دختره نكنه ميخواي ثبت نام كني ؟؟بذار سابقتو بررسي كنم...معدل 12.96 داشتم ميرفتم بيرون مستخدمه گفت ...رد پاي اين يارو رو چطور پاك كنم ... يكي با لگد زد پشتم....يني ميشه منم درسخون شم؟؟ اثرك:شيوا( ويراستار : مهشيد ) |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 1:33 توسط مهشید
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام دوستان... تابستون هم عالمی داره ها!! کلی کیف می کنم... با اینکه هیچ کلاسی نمی رم.... با اینکه آزاد آزادم تا هرکاری می خوام بکنم... با اینکه کلی وقت اینترنت دارم.... اما دلم برای مدرسه ها تنگ شده... دوست دارم زودتر برگردم.... پشت میز و نیمکتهای درب و داغون بشینم.... با بچه ها حرف بزنیم... سر به سر معلما بزاریم و باهاشون کل کل کنیم... از کلاسها جیم بشیم و بریم تو اتاق کامپیوتر.... واقعا حوصله ام سر رفته... دیگه از بیکاری حالم به هم میخوره... کاش الان یک ماه جلوتر بود.... با مامان بابا سر وسایل مدرسه دعوا می کردیم... می رفتیم خرید... آخ که هیچ خریدی رو به اندازه خرید مدرسه دوست ندارم.... کاش زودتر مهر ماه برسه... می دونم بعد از یک ماه پشیمون می شم... اما حالا دارم دیوونه می شم از تنهایی..... دلم برای نمره های 13 یا حداکثر15 تنگ شده.... برای تقلب سر امتحانا.... برای اضطراب موقع کارنامه ها..... هر چند تصمیم گرفتم امسال خرخون بشم.... تا پوز این مدیرمونو بزنم... دماغ مشاورمونو بسوزونم.... حال معلم پرورشی رو بگیرم... کاری کنم تا دبیر هندسه کف کنه.... دلم خیلی تنگ شده... کاش زودتر برسه..... شما چی؟ دلتون تنگ نشده؟ پ.ن: در بقيه مطلب چند تا جوك باحال نوشتم.... ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 15:51 توسط مهشید
|
|
||
|
|
|
|
|
اگر داوطلبی در كنكور قبول نشد هيچ تقصيری ندارد چرا كه سال فقط 365 روز است
در حالی كه : 1)درسال 52 جمعه داريـم و ميدانيد كه جمعه ها فقط برای استراحت است بـه ايـن ترتيب 313 روز باقی ميماند 2)حداقل 50 روز مربوط به تعطيلات تابستانی است كه به دليل گرمای هوا مطالعه ی دقيق برای يک فرد نرمال مشكل است. بنابراين 263 روز ديگر باقی ميماند 3)در هر روز 8 ساعت خواب برای بدن لازم است كه جمعا" 122 روز ميشود. بنابراين 141 روز باقی ميماند 4)اما سلامتی جسم و روح روزانه 1 ساعت تفريح را ميطلبد كه جمعا" 15 روزميشود. پس 126 روز باقی ميماند. 5)طبيعتا" 2 ساعت در روز برای خوردن غذا لازم است كه دركل 30 روز ميشود . پس 96 روز باقی ميماند 6) 1 ساعت در روز برای گفتگو و تبادل افكار به صورت تلفنی لازم است. چراكه انسان موجودی اجتماعی است. اين خود 15 روز است. پس 81 روز باقی ميماند 7)روزهای امتحان 35 روز از سال را به خود اختصاص ميدهند. پس 46 روز باقی ميماند 8)تعطيلات نوروز و اعياد مختلف دست كم 30 روز در سال هستند. پس 16 روز باقی ميماند 9)در سال شما 10 روز را به بازی ميگذرانيد. پس 6 روز باقی ميماند 10)در سال حداقل 3 روز به بيماری طی ميشود و 3 روز ديگر باقی است 11)سينما رفتن و ساير امور شخصی هم 2 روز را در برميگيرند.پس 1 روزباقی ميماند 12) 1 روز باقی مانده همان روز تولد شماست. چگونه ميتوان در آن روز درس خواند؟!! نتيجه ی اخلاقی: پس يک داوطلب نرمال نميتواند اميدی برای قبولی در دانشگاه داشته باشد. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ*********************ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ اينم چند تا عكس دانشجويي در بقيه مطلب؛ از دستش ندين.....
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 17:51 توسط مهشید
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام. اين وبلاگ جايگزين وبلاگ خيكي و هيكي مرحوم شده. اميدواريم بتونيم گامي در جهت پربار كردن راه اون مرحوم انجام بديم. روحش شاد و يادش گرامي باد |
||
|
+
نوشته شده در شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 17:3 توسط مهشید
|
||